پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۱۹ 16:40
چهار دست و دو سونات *چقد اسپویل کردم قسمت چهارو :")
نویسنده جان...خوشگلم....گلم بدبختی دیگه ای نبود بندازی تو زندگی این دوتا بچهههههه؟؟؟؟؟؟؟؟
عی خدا فک کن یه مردک اسکلی زن سرطانیشو ول کنه بره با یکی ده دوازده سال از خودش کوچیکتر بعد از اونور دخترش از لج باباش به جای اینکه تو خارج باله کار کنه میره با یه یاروی مجهلول الهویه ای بچه دار میشه میاد کره این بچه رو میدازه تو دامن باباش میگه بیا اینم نوه ات قبولش کن...
خب روانیای احمقققققققققق چرا دارین میرینین به زندگی بی اوووووووووووووو؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این بچه چه ظلمی در حق شما کرده که همچین میکنین باهاششششش واهای خدا
از اون ور بابای جونگ یو میگه باباش نیست میرینه به احساسات این بچه عی خدا بسسسسسسسسس
از اون ور این جه به جونگ یو توجه میکنه کانگ بی او احساس اضافی بودن میکنه
از اون ور کانگ بی او از فشار بی هوش میشه تو آنچه خواهید دید نشون میده تو اون مسابقه قیافه اشو بابا دیگه روحی تو وجود این بچه نموندهههههههه
#ثلامط_روان